خرید بک لینک
وارد بازار کفش فروشها که میشوی کلی کفش جورواجور میبینی !ازکفش چرم ایتالیایی که مخصوص از ما بهتران است گرفته تا کتانی و کفش پاشنهدار و یا این کفشهای ده-پانزده هزار تومانی .من که توی زندگیم کفش گرانتر از صدوپنجاه هزارتومان نپوشیده ام ؛ نه اینکه دلم نخواهد ها ، نه ! یعنی راستش قبل از اینکه پول دستم بیاید آنقدر برایش چاله میکنم که فرصت به کفش خریدن نمیرسد .یعنی در واقع کلی کار هست که باید ب

برچسب: ایتالیایی, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 9:27

شما را نمیدانم ولی برای من روز تولدم مهم ترین روز دنیاست ! معمولا از ده پانزده روز قبلش هم دل توی دلم نیست و روزشماری میکنم تا زودتر روز موعود فرا برسد .معمولا از چند روز قبلش هم فراخوان عمومی میگذارم تا مبادا کسی باشد و روز تولدم را یادش برود؛ به هیچکس هم رحم نمیکنم ؛ از در و همسایه و دوست و آشنا گرفته تا فامیل دور ونزدیک و معلم و مدیر و هرکس که دم دستم برسد ! به همه شان روز تولدم را یاد

برچسب: نویسنده: لیلا نظری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 9:27

عکس های زیر مربوط به روستای ماست .روستای یاسه چای که در حاشیهی زاینده رود قرار گرفته و منظرهی حیرت انگیزی دارد .روستایی که به روستای بدون کوچهی ایران معروف است .

برچسب: گزارش,تصویری, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 9:27

پیش نوشت :دانشگاه رفتن برایم هدفی بود که مدت زیادی برایش تلاش کردم و به قول خودم رمقم کشیده شد تا پذیرفته شدم ؛ سری نوشتههایی که در باب باسوادتر شدن مینویسم دربارهی تجربیات من در دانشگاه است .باسواد تر شدن من هم داستانهای مخصوص به خودش را داشت و از همان شبی که نتایج را اعلام کردند تا همین لحظهای که درحال نگارش این سطور هستم ، دقیقه ای نبوده که اتفاق جالبی تویش نیفتاده باشد و به قول نیایش : ’

برچسب: باسوادتر, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 9:27

نه به طور مستقیم ولی بار ها به شکلی غیرمستقیم ودرلفافه این سوال را ازخودم پرسیده بودم ؛ امروز برای اولین بار کاملا جدی پشت میز نشستم و این سوال را ازخودم پرسیدم وخودم را ملزم کردم تا جواب قانع کنندهای برای سوالم ننوشته ام به موضوع دیگری فکر نکنم.راستش را بخواهید هنوز هم نمیدانم که زندگی کردن توی این دنیا موهبت است یا مجازات؟هردفعه بنابر حال وهوایم توی لحظه پاسخهای متفاوتی به این پرسش میده

برچسب: زندگی,برای,معنایی,دارد؟, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

چقدر سخت میشود ازدست دادن یک دوست عزیز را میگویموقتی میرود و دوستی جانانه اش را ازتو دریغ میکندپنداری تکه ای از قلبت را میکندو باخودش میبردو آنموقع تمام لحظاتی که از دوستی با او ذوق زده بودی به یکباره درآتش میسوزداز دست دادن یک دوست عزیز غم انگیز ترین تراژدی دنیاست ؛ مطمئنم !حتی از جوانمرگ شدن رومئو وژولیت و جدایی نادر از سیمین هم غم انگیز تر است ... چیزی هم نیست که بشود آدم به روی خودش بیا

برچسب: دوستی, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

انگار همین دیروز بود ؛ بچه ها اردوی راهیان نور تعریف میکردند و من حسرت جاماندن از این سفر زیبا را میخوردم . دور هم جمع شده بودیم و هرکس از خاطرات سفر تعریف میکرد تا حرف رسید به اینکه مداح کاروان دل همه را برده کربلا و قلبشان را هوایی کرده ... ناغافل چشمم افتاد به نگاه دختری که تا آنموقع نمیشناختمش ؛وقتی به این حرف ها گوش میداد چنان لبخندی میزد که نظیرش را ندیدن بودم انگار حظ میکرد از ا

برچسب: خداحافظ,محسن, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

چو عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد ... پی نوشت : کلمهی عشق شما را یاد چه (موزیک ، طعم ، شهر و ...) میاندازد ؟ پاسختان را کامنت کنید .

برچسب: عجیب, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

اول مهرماه دوسال پیش بود ؛ تازه آمده بودیم اصفهان و وارد مدرسهی جدید شده بودم ؛ غریبه بودم و تنها و دوستی نداشتم که مثل همیشه بدوم توی بغلش و بگویم چقدر دلم برایش تنگ شده است. پرسان پرسان و عصا به دست توی حیاط بزرگ مدرسه گشتم و کلاسمان را پیدا کردم ؛ کلاس سوم ریاضی ! اولین کسی که از بچه های کلاس نظرم را جلب کرد دخترک تپل و سفیدروی زیبایی بود که موهای مشکی همچون شبش از زیر مقنعه ب

برچسب: هوای,کابل, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

ما سینه زدیم بی صدا باریدند از هرچه که دم زدیم آنها دیدند ما مدعیان صف اول بودیم از آخرمجلس شهدا را چیدند اینو همینجوری برای دل خودم نوشتم ... برای من این شعر یادآور خاطرات دلنشینیه ❤❤

برچسب: مجلس, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

کتاب بابالنگ دراز را از فیلم و کارتون و سریال هایش خیلی بیشتر دوست دارم شاید آن را بیش از صدبار از اول تا آخر ( از روی جلد شروع کرده ام به خواندن و تا پشت جلدش را دقیق و موشکافانه مطالعه کرده ام ) خوانده ام وهربار بنابر شرایط سنی ام نتایج و برداشت های متفاوتی از کتاب داشته ام . موضوع بسیار جالب در مورد این کتاب نثر روان و دلنشین و شیوهی نگارش متفاوت

برچسب: نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت : قصد دارم در ادامهی ’پروژهی نوشتن‘ که آن را از اواسط تابستان امسال شروع کرده ام دربارهی آدم های مهم زندگیم بنویسم. با انجام این کار درواقع با یک تیر چند نشان را میتوانم بزنم ؛ اول از همه اینکه از آنها تشکر کردهام و بعد از آن اینکه درسهای مهمی که از آنها آموخته ام در ذهنم نهادینه میشود ودر آخر هم باعث تقویت مهارتهای نوشتنم میشود. خدا را چه دیدید؟ شاید من ’ J K rowling' بعد

برچسب: اندر,احوالات,استاد, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

ظرفی که خالی باشد را با هرچیزی میشود پرکرد ؛ طلای ذوب کرده ، آب ، شربت گلاب دوآتیشه ، پلومرغ زعفرانی ، بستنی سنتی پرخامه و یا حتی سرگین گاو ! برای یک ظرف خالی خیلی فرقی نمیکند با چه چیزی پر شود ؛ فقط میخواهد از این خلأ وخالی بودن درآید . اما اگر ظرفی پر باشد برای عوض کردن مایحتوی آن باید هزار بار منت صاحب ظرف را بکشیم که آقا! بیا ببین این چیزی که من دارم از آن چیزی که توی ظرف توست با ارزش تر

برچسب: ظرفی,خالی,باشد, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

اولین مواجههام با بوفکور را خوب یادم هست ؛ دوم دبیرستان بودم ، اواخر زمستان سال ۱۳۹۳ بود ، بهمن یا اسفند ماه! خوب یادم هست که ساعت آخر روز چهارشنبه بود و آخر کلاس حدود بیست دقیقهای را بیکار بودیم ، به عادت همیشه که توی کلاس تاب میخوردم و سربه سر بچه ها میگذاشتم بلند شدم و کتابی که توی دست یکی از دوستانم بو

برچسب: صادق,هدایت, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت : دوهفته ی گذشته را مشغول مطالعهی یکی از آثار دیل کارنگی بودم ؛ کتاب آئین زندگی که روشهای غلبه بر نگرانی را بیان میکند . در طی مطالعهی کتاب متوجه شدم که راهکارهای آن علی رغم دیگر کتاب های بازاری و زرد ، کاملا کاربردی و قابل استفاده است . چه بسا اگر در برخی گلوگاههای زندگیم این راهکار ها را میدانستم و به کار میبستم امروز جای بهتری ایستاده بودم ، چه روزهایی که بابت نگرانی بیهوده د

برچسب: کارنگی,قسمت,آئین,زندگی, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت : این پست را بدون نسخهی پیش نویس مینویسم وقصد ندارم آن را ویرایش کنم حتی اگر غلط املایی داشته باشد ! میخواهم بدون اینکه دستم را از روی صفحهی کیبورد بردارم، برایتان از تصمیمات تازه ام بنویسم . روزی که وبلاگ نوشتن را آغاز کردم چندان به ادامهی کار امیدوار نبودم ،فقط دلم میخواست روز نوشته هایم را جایی منتشر کنم ؛ حتی انتظار نداشتم نوشته هایم مخاطبی بیابد ولی تشویق اطرافیان و دوستان و

برچسب: تصمیم,جدید, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

همه ی اعضای موسسه شهید کاظمی اول از هر چیز بانام عرفه آشنا میشوند... . عرفه برای بچه های موسسه یک تجدید میثاق است،با امام حسین (ع)...شهید حاج احمد کاظمی...و این روزها عرفه جایی برای به یاد آوردن خاطرات روز های شیرین موسسه وبودن در کنار محسن حججی هاست... .به قول زینب عزیزم: ما هم موسسه ای بودیم اما محسن به کجا رسید ما به کجا.......فکر میکردم پای گفتن از محسن که به میان بیاید صفحات یکی پس از دیگر

برچسب: عرفه, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت : کنجکاوی برای یاد گرفتن یک مهارت جدید ، یک تجربهی شخصی نا مطلوب ، توصیههای شاهین کلانتری برای یادگرفتن مهارتهای نرم و ... همه و همه باعث شد گوش دادن به ویس های رادیو مذاکرهی محمدرصا شعبانعلی را شروع کنم . این متن یادداشت های شخصی خودم از جلسه اول و جزوهای است که تهیه کردم . اگر علاقمند شدید میتوانید از وبلاگ محمدرضا شعبانعلی ویس ها را دانلود کنید . NegotiationPart 1Mohammadreza

برچسب: مذاکره,شعبانعلی, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت: خواستم برای مدتی شبیه این نویسندههای گزیده کار وسخت گیر که هر ده پانزده سال یکبار ، اثری را منتشر میکنند ! من هم دیر به دیر روی وبلاگ پستی منتشر کنم :) منتظر بودم ایدهی حیرت انگیزی به ذهنم برسد تا نوشتن را آغاز کنم . با استناد به شعر : ”کم گوی وگزیده گوی چون دُر“ ولی این وسواسی بودن و کم تر نوشتن باعث شد قلمم خشک شود به طوری که بعد از گذشت چند روز ، نوشتن برایم سخت تر از قبل شد و

برچسب: خیال,عجیب, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

اخبار را که مرور میکنیم بیشتر از همه یک اسم به چشم میخورد ؛ ”جنگ“ ! شک ندارم اگر در زمان آدم ابوالبشر هم رسانه و اخبار بود باز هم سهم جنگ در اخبار مهم دنیا بیشتر از بقیهی چیزها میبود .فکرش را بکنید ؛ یک روز از خواب بیدار میشدی وسایت های خبری را که چک میکردی اینطور تیتر زده بودند :’’ ادامهی مذاکرات هابیل و قابیل به هفتهی آینده موکول شد ؛ آنها خواستند جزئیات مذاکره محرمانه بماند و تا اعلام

برچسب: نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت اول:اصلی ترین ابزار یک نمایشنامه نویس برای جذب مخاطب « دیالوگ» است ؛ با خواندن نمایشنامههای خوب میآموزیم چگونه میشود با استفاده از دیالوگ ها ، موقعیت های خوب وخلاقانه ایجاد کرد.نمایشنامهها خیلی راحت خوانده میشوند ، سفیدی بین سطرها زیاد است .طی روز در هرجایی که هستیم میتوانیم تکه ای از یک نمایشنامه را مطالعه کنیم.نمایشنامه ها حجم زیادی ندارند و مطالعهی آنها به سرعت به پایان میرسد.

برچسب: بایسیکل, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

آدمهایی که مرا از نزدیک میشناسند به خوبی میدانند که غذای مورد علاقه ام فلافل تند دونانه است ؛ فلافل غذای خوشمزه و ارزان قیمتی است که هر جایی میشود پیدایش کرد . توی هر جهنم درهی پرت و دورافتاده ای هم که بروی باز اگر خوب بگردی میتوانی یک چرخطوافی پیدا کنی که رویش فلافل بفروشند .من فلافل شهرهای مختلف را امتحان کرده ام ؛ درست است که توی زندگیم خیلی مسافرت نرفته ام ولی توی شهرهایی مثل اص

برچسب: فلافل,دونانه, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت : در سری فایلهای صوتی مربوط به رادیومذاکره که آنها را از وبسایت محمدرضا شعبانعلی دریافت کردهام ، امروز به قسمت دوم رسیدم که مربوط به ”مذاکره با خود“ است.این متن جزوهی شخصی خودم است که برای تثبیت و مرور مطلب تهیه کرده ام .امید دارم برایتان مفید و سودمند واقع شود.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــNegotiationsPart 2Mohammadreza

برچسب: مذاکره, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

پیش نوشت: سومین voice از سری مطالب مربوط به مذاکره که به تازگی مشغول گوش دادن آنها هستم ، مربوط به الگوهای رفتاری مربوط به مذاکره است.اگر علاقمند هستید که آنها را گوش بدهید میتوانید به سایت محمدرضا شعبانعلی مراجعه کنید و آن هارا دانلود کنید .متن زیر جزوهی شخصی خودم است که آن را برای تثبیت مطلب و مرور آن تهیه کرده ام .ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برچسب: الگوهای,رفتاری,مذاکره, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

خودمانیم غریبه که اینجا نیست ! راستش را بخواهید بعضی وقتها خیلی دلم میگیرد نه از آن دلگیری های معمولی ! ازاین دلگیری هایی که حتی دیگر نای غر زدن هم نداری همینطوری سرم را پایین میاندازم و گل های قالی را میشمارمحتی اشک هم نمیریزمفقط روی قلبم یک دنیا غم سنگینی میکند آنموقع است کهبلند میشوم و زیر کتری را روشن میکنم در کمد را باز میکنم و قشنگترین پیراهنم را میپوشمموهایم را روی شانه های

برچسب: نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

دلم میخواست مهندس شوم

توی همین شهر خودم بمانم و توی
بهترین دانشگاه همینجا درس بخوانم

چند دقیقه پیش فهمیدم که همان رشته و همان دانشگاهی که میخواستم پذیرفته شدم

مهندسی مکانیک بیوسیستم دانشگاه صنعتی اصفهان

براین مژده گر جان فشانم رواست ❄❄

برچسب: عاقبت,دلبر,دلدارش,رسید, نویسنده: لیلا نظری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05

صفحه بندی